اعتصابِ كارِ خوب
مترجم: پويا صميمي
اعتصاب كارِ خوب، انجام وظيفه شغلي در جهت كمك به مشتريان و نه كارفرمايان است و ميتواند به شكل توزيع كالا يا خدمات بدون درخواست هزينه و همچنين به شكلهاي ديگري انجام پذيرد.
كارگراني با خواستههايي كه كارفرمايان علاقهاي به رسيدگي به آنها را ندارند، به جاي اعتصابات مرسوم، ميتوانند به طور جمعي تصميم بگيرند اعتصابِ كارِ خوب كنند. 
يكي از بزرگترين مشكلات كارگران صنعتي بخش خدمات اين است كه خيلي از اشكالِ عمل مستقيم[۳]، مانند كم كردن سرعت كار، در نهايت بيشتر از اينكه به كارفرمايان آسيب برساند، مشتريان (كه اغلب ديگر كارگرانند) را متضرر ميكند. يك راه حل اين مشكل اين است كه خدمات بهتر يا ارزانتري ارائه كرد –البته به هزينه كارفرما.
كارگران بيمارستان مِرسي[۴] در فرانسه كه نگران اين بودند در صورت اعتصاب، بيماران بيمراقبت و درمان بمانند، به جاي دست كشيدن از كار، از فايل كردن برگههاي صورتحساب داروها، آزمايشات، درمانهاي جسماني و رواني خودداري كردند. نتيجه اين شد كه بيماران به رايگان مراقبت و درمان بهتري دريافت كردند (به خاطر زماني كه در عوض انجام كارهاي دفتري صرف مراقبت از آنها ميشد). درآمد بيمارستان به نصف كاهش يافت و پس از سه روز مديرانِ وحشتزده تمام خواستههاي كارگران را پذيرفتند.
در سال 1968و در ليسبونِ پرتقال، كارگران اتوبوس و قطار در اعتراض به رد خواسته افزايش حقوقشان به مسافران خدمات رايگان ارائه كردند. بليط جمعكنها و رانندگان به روال عادي سر كار ميرفتند اما بليط جمعكنها خورجين پولشان را برنميداشتند. لازم نيست گفته شود اين اعتصابيوني كه كرايه نميگرفتند، به شدت از حمايت مردم برخوردار شدند. سال 1990، كارگران تراموا در استراليا اعتصاب مشابهي داشتند.
در نيويوركِ آمريكا، كارگران رستورانهاي عضو اتحاديه كارگاران صنعتي جهان –آي دبليو دبليو[۵]، بعد از آنكه در اعتصابي شكست خوردند، با توجه به راهنمايي سازماندهندگان آيدبليودبليو به برخي از خواستههايشان رسيدند؛ راهنمايي چنين بود: "بشقابها را پر كنيد، دو پرس غذا در آنها بريزيد و صورتحسابها را تا جاي ممكن پايين بياوريد."[۶]