این داستان طنز رو از طنز اجتماعی برداشتم.شما هم بخونید و حالشو ببرید.

یه کم بخند ! باشه ؟

آقايي كه به خاطر تصادف يكي از پاهايش شكسته وارد اورژانس شده و از بد حادثه در اورژانس فقط يك انترن(ترجيحآ دختر) مشغول انجام وظيفه است ميكروفن هايي كه توسط ماموران ما در محل كار گذاشته شده بود مكالمات اين دو را ثبت كردند.

_ انترن:بيمار محترم به خاطر اين كه بيمارستان ما را براي محل مرگ خود انتخاب نموديد به شدت سپاسگزارم.

_ مريض:آاااااااااااااااااخ……..آااااااااااااااااااااااخ……….

_ بيمار محترم همان طور كه مي دانيد فريادهاي شما مخل آسايش ساير بيماران است لطفآ با صدايي ملايمتر به گفتن آخ مبادرت ورزيد.

_ تو هر وقت كه………..ملايم بگو آخ…….آاااااااااااااااااااااااخ(به خاطر جلوگيري از هرگونه بد آموزي به جاي برخي از الفاظ از نقطه چين استفاده شده!)

_ شما در محيط بيمارستان ملزم به رعايت شئونات اخلاقي هستيد.

_ يكي به من كمك كنه من دارم مي ميرم

_ شما اصلآ نگران نباشيد من براي نجات شما از چنگال مرگ از هيچ تلاشي فروگذار نخواهم بود.

_ ده ….. پس زود باش
_ به گمانم در حال حاضر من بايد علائم حياتي شما را چك كنم.

_ آاااااااااااااااخ

_ علائم حياتي خود به چند بخش تقسيم مي شود كه اولين مورد آن علائم تنفسي است و علائم تنفسي خود به چهار قسمت صبر كن ببينم سه قسمت بود يا چهار قسمت.

_ تو داري چي كار مي كني من دارم از درد مي ميرم

_ اجازه بده (انترن خطاب به خودش):((اَه چند بخش بود همين ديروز خوندمشا دوباره يادم رفت بايد برم جزوه مو از پاويون بردارم ببينم چند بخش بود!)) هي تو يه خورده دندون سر جيگر بذار من زود بر مي گردم.

_ كجا؟؟ آااااااااااااخ

يك ربع بعد

انترن: مي گم كه من الآن فهميدم ديروز جزوه مو دادمش به مريم البته مريم ازم گرفته تشا به زورم گرفت نمي خواستم بهش بدم آخه سر كلاس دكتر عليان

مريض: آااااااااخ فك كنم پاي من الآن كنده مي شه

_ نترس كنده نمي شه حالا من به مريم زنگ مي زنم…… الو…الووو…مريم…الو… صدات نمياد…الووووو، خره زودباش بيا اين جا يه پسره س اين قد خوش تيپه كه نگوو زود بيايا باي باي…. حالا تا اين مريم بياد چه كار كنم يه جوري بايد سر اين و گرم كنم، هي تو! به سئوالاتي كه من مي پرسم براي بالا رفتن تجربياتم جواب بده تا از آن براي خدمت به ديگر بيماران بهره ي كافي ببرم. شما تا كنون چند بار تصادف كرده ايد؟

_ همون قدري كه تو……

_ يعني دو بار! تو از كجا مي دوني من چندبار….

_ آخه خودم هر دوبار…….

_ نخيرم تو كه نبودي

_ آاااااااخ پاااااااااااااااام

_ حالا به اين سئوالام پاسخ بده شما معمولآ وقتي از منزل به سمت بيرون راهي مي شويد لباس هايتان خاكي و صورتتات زخم و زيلي است؟

_ آاااااااااااااااخ يكي بياد من و از دست اين ديوونه نجات بده!

_ اِ انگار مريم اومدش سلام مريم

مريم:سلام نسرين

نسرين:جزوه ها رو آوردي

مريم:كدوم جزوه ها

نسرين:همونا كه بهت گفتم ديروز برده بوديش مي خواستم ببينم براي چك كردن علائم هوشياري چي كار بايد بكنيم

مريم: نه تو چيزي نگفتي! ولي من نتام كه از رو جزوه ت برداشتم پيشمه

مريض:آخ

مريم: اين جا نوشتم هوشياري:اگر مريض به علائم دردناك پاسخي نداد بقيه شم بد خطه نمي تونم بخونم


نسرين:آهان حالا يادم اومد دكتر عليان مي گفت بايد براي اين كار يه كاري كنيم مريض دردش بياد!

مريض:آاااااخ

مريم:اين بدبخت كه همين طوريشم هي داره ميگه آاااااااااخ

نسرين:نه اين شكلي فايده نداره بايد يه كاري بكنيم تا حسابي دردش بياد

مريم:خوبه يه سيلي بهش بزنيم

نسرين:نه بيا از تخت بندازيمش پايين!!!

مريض:هي شما دارين چي كار مي كنين آااااااااااخ آااااااااااااااخ(ناگهان صداي شترقي مي آيد)

نسرين: انگار به علائم دردناك پاسخي نداد؟

مريم:آره اما داره از تو گوشاش خون مياد

نسرين:الآن بايد نبض تيروئيدشو بگيريم!!

مريم:نه اسمش كه اين نبود نبض يه چيز ديگه بود تو مايه هاي كوكائين!

نسرين:بيا سرشو بگير بذاريمش دوباره رو تخت

مريم:نبض نداره احتمالآ دچار آسيمول قلبي بود چي بود؟ از اونا شده بايد ماساژ قلبيش بديم

نسرين:من ماساژش مي دم(ناگهان صدايي مي آيد)

مريم:صداي چي بود

نسرين:انگار دنده هاش شكست!

مريم:ديگه نمي خواد تلاش كني اين مرده

نسرين:ما تموم سعيمون و براي نجات اين مريض كرديم

مريم:از اولشم پيدا بود اين مي ميره تصادف شديدي كرده بود

نسرين:آره تو جيباش و بگرد ببين نشونه اي نداره

مريم:بايد بچه ها رو خبر كنيم ببرنش سردخونه تا بوي گندش همه جا رو بر نداشته

نسرين:اين و ول كن اون بلوز مشكيه رو خريدي

مريم:آره خيلي خوشگله البته احسان اول پول نمي داد اما…..