شرمنده که اینقدر تاخیر ایجاد شده امروز داشتم با یکی از دوستام چت می کردم.شاکی شده بود که چرا دیگه نمی نویسی.بهش گفتم سرگرم کارای حاما شدم وقتم کم شده البته بیشتر به لحاظ مشغله فکری نه زمانی. امیدوارم دیگه تکرار نشه این غیبتای صغرا و کبرا و حالا پست امروز

امروز برای ادامه رسیدگی به شکایتم بر علیه درمانگاه فرهنگیان که قرار داد مرا یکسویه لغو کرده بود رفتم نظام پزشکی قزوین.اعضای شورای حل اختلاف عوض شده بودن و من مجبور بودم برای بار چندم دوباره توضیح بدم علت شکایتمو.نماینده آموزش پرورش هم نیو مده بود.منم یه برگه رو پر کردم و دادم و اومدم بیرون.دوتا پزشک که یکه متخصص و یکی عمومی بود و مریضاشون ازشون شاکی بودن اونجا بودن.جالبه یکیشون که من مکیشناسمش و متخصص هم هست و توانایی عجیبی در خالی کردن جیب بیمارا داره مثلا با من رد دل می کرد که ای بابا مگه عمر دست ماست.خانواده متوفی برن از خدا شکایت کنن.من هم تو دلم به این استدلال می خندیدم.به نظرم اومد طرف یعنی همون همکار متخصص بنده اهل بخبه هم باشه.البته بگم نسبت من و امثال من که پزشک عمومی کم درآمد هستیم با اونا که دارن پول پارو می کنن فقط در شماره نظام پزشکیه.و الا ما کجا و اونا کجا.همکار  دیگه من که ضاهرا به علت فشار قسطهای عقب افتادش مجبور بوده خال یه دختر خانومو برداره و بد جوری هم جاش مونده بود و به اصطلاح کلویید تولید کرده بود بد جوری بز آورده بود.من با خانومه که با بابای مسنش اومده بود صحبت کردم که این چیزا از عوارض طبیعی اینجور عملا در نژاد ایرانیه.اون در جوابم گفت که خوب اینو قبل از عمل دکتر به من میگفت شاید منو منصرف میکرد.ولی اون به خاطر دریافت دستمزد هرچند پایین این کارو نکرده و من ازش شاکیم.و قرار شد بره پزشکی قانونی تا ببینن مثلا دکترش چقدر خراب کرده.

بعد از اونم دکتر خردمند رییس نظام پزشکی اومد و گفتم که دکتر با گذشت یکسال و پنج روز هنوز قرار داد من با بیمه ها برقرار نشده حتما شما در پستهای قبلی ماجرای منو خوندید.ایشون هم اظهار امید واری کردن کارم درست بشه.انصافا با چهره تپل و سفیو و بانمکشون که عادت دارن موهای نداشته سرشونو از ته مثل سربازا بزنن بسیار روحیه بخشن.در طی این دو ساعتی که من اونجا بودم از فرصت استفاده کردم و با تعدادی از همکارا در مورد حاما و برنامه هاش صحبت کردم و چند تا بروشور هم بهشون دادم که استقبال خوبی از برنامه حاما شد.

این بود قصه امروز من.تا پست بعدی شاد باشید

تا یادم نرفته بگم که امروز سالگرد درگذشت حضرت زرتشت بود که یه جورایی همه ما ایرانیا بهش سمپاتی داریم.ما هنوز باید در محضرشون بعد از گذشت نزدیک به ۵۰۰۰ سال بشینیم و در س آموزی کنیم.اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک.به قول زرتشت بزرگ خوشبخت کسیه که در آرزوی خوشبختی دیگران باشه.شادزیوید و دیر زیوید.